کیک
اصلا با یک دسته گل و یک کیف بزرگ و ظرفهای غذا ، برداشتن کیک کار اشتباهی بود . تا بلندش کردم کیک نازنینی که توی اون همه ترافیک هی گاز داده بودم و خلاف کرده بودم تا برسم قنادی خروس قندی و با اون همه دقت این یکی رو انتخاب کردم در کمتر از یک ثانیه از دستم افتاد و یک دور چرخید و لای صندلی های ماشین چپه شد. وقتی با ناامیدی تمام داخل جعبه رو نگاه کردم جز یک کیک بدون تزئین سفید با خامه هایی که هر کدوم یه طرف جعبه چسبیده بود چیزی دیده نمی شد. اما برخلاف توقع خودم لبخند زدم . کیک بدقیافه یادم انداخت که کیکهای ما همیشه پرماجرا بودند . کیک سالگرد ازدواجمون توی اون برفا و تعطیلی شهر و قطع گاز یه سبد بزرگ حصیری با توت فرنگی های درشت تازه بود که همه مه...
نویسنده :
we
12:50



